الحر العاملي ( مترجم : خلخالي )
645
الجواهر السنية ( كليات حديث قدسى ) ( فارسي )
باب امام صادق عليه السلام محمد بن يعقوب از حسين بن محمد از معلى بن محمد از ابو على محمد ابن حسن از حسين بن اسد از حسين بن علوان ، نقل كرده كه گفت : ما در مجلسى بوديم و تحصيل علم مىكرديم در يكى از مسافرتها پول من تمام شد ، يكى از يارانم به من گفت : در اين باره اميدت به چه كسى است ؟ من گفتم : به فلان شخص . او گفت : به خدا سوگند ، حاجت تو روا نمىشود و به آرزويت نميرسى . من گفتم : خداوند تو را رحمت كند ، از كجا مىدانى كه چنين خواهد شد ؟ گفت : امام صادق عليه السلام برايم حديثى نقل كرد كه در بعضى از كتابها خوانده كه خداوند فرموده : قسم به عزت و جلال و عظمت ارتفاع مكانم ، بر عرش هر كسى كه به غير از من اميدوار باشد ، آرزوى او را مبدل به ياس مىكنم و در ميان مردم لباس مذلت بر وى مىپوشانم ، من او را از قرب خودم دور مىكنم و از وصل به خودم محروم مىسازم . زيرا چگونه بنده من در شدايد به غير من اميدوار مىشود در حالى كه شدايد در دست من است و چگونه در غير مرا مىزند در صورتى كه كليد گشودن درها در دست من است . آن درها همه بستهاند ولى در من باز است براى كسانى كه مرا بخواهند . پس كسى كه براى نيازها و سختيهايش بر من اميدوار باشد و به من رو آورد ، من همه حاجتهاى او را ادا مىكنم و همه سختيهايش را از بين مىبرم . من به همه آمال و آرزوهاى بندگانم آگاهم و همه آنها در نزد من محفوظند . پس وقتى كه بندهام به ديگرى رو مىآورد ، معنايش اين است كه به حفظ و مراقبت من راضى نيست . من آسمانها و زمين را مملو از ملائكهها كردهام كه هرگز تسبيح و عبادت من خسته نمىشود و به آنها امر كردهام كه درهاى ميان من و بندگان را هميشه باز نگهدارند . پس چگونه بندگانم به قول من اعتماد نمىكند ؟ آيا بنده من نمىداند كه وقتى كسى را من گرفتار مشكلى بكنم ، غير از من كسى قادر به حل آن مشكل